0

تقویم زمین‌شناسی

1867 بازدید
تقویم زمین شناسی

فهرست مطالب

از مدت‌ها قبل دانشمندان زمین‌شناس با توجه به ترتیبی که در ته‌نشینی لایه‌های مختلف پوسته زمین وجود دارد، سعی در تدوین جدولی نمودند تا بتوانند هر لایه را در جای خود ترسیم نمایند.

در اواسط قرن هفدهم زمین‌شناسانی که در ایتالیا و آلمان کار می‌کردند یک ستون چینه‌شناسی سه قسمتی درست کردند. بعدا توسط ورنر پوسته زمین به پنج قسمت تقسیم شد. ورنر طرح تقسیمات خود را بر مبنای منشا سنگ‌ها قرار داد ولی بعد دریافت که برای ایجاد نظم و ترتیب کامل در ستون چینه‌شناسی، به یک ستون استاندارد در مقیاس جهانی نیاز است. اساس طرح ورنر بر پایه نظریه‌های هاتن و پلوسونیست‌ها بود. نهایتا طرحی توسط اسمیت در انگلستان و کوویر در حوضه پاریس ارائه شد که بر مبنای فسیل‌ها بنا شده بود.

در اوائل قرن هجدهم زمین‌شناسان با ادغام نظریه‌های استنو، هاتن، اسمیت و کوویر دریافتند ترتیب پیچیده‌ای در سنگ‌های پوسته زمین وجود دارد که می‌تواند نماینده ستون چینه‌شناسی باشد. مطالعه بر روی ستون چینه‌شناسی تا قرن نوزدهم به طول انجامید تا در نتیجه جدولی تدوین شد که امروزه از آن استفاده می‌شود.

در تقسیمات چینه‌شناسی از واحدهای مختلفی استفاده می‌گردد که عبارتند از:

1-واحدهای سنگ‌شناسی

واحدهای سنگی چینه‌شناسی یا واحدهای لیتواستراتیگرافی به مجموع طبقاتی گفته می‌شود که دارای صفات سنگ‌شناسی مشخص بوده و در زمان زمین‌شناسی معینی تشکیل شده‌اند. این واحدها عبارتند از:

ابرگروه، گروه، سازند، بخش، طبقه (لایه)

هر یک از واحدهای سنگ‌شناسی در زیر توضیح داده می‌شوند:

ابرگروه (Super Group)

بزرگ‌ترین واحد سنگی چینه‌شناسی است که در مرتبه‌ای بالاتر از گروه قرار دارد و به مجموعه دو یا چند گروه اطلاق می‌گردد که به‌ندرت به کار برده می‌شود.

گروه (Group)

واحد بزرگ‌تری از سازند است و به مجموعه دو یا چند سازند اطلاق می‌گردد. چنانچه دو یا چند سازند متوالی دارای ویژگی‌های سنگ‌شناسی مشخصی باشند آن‌ها را در یک واحد بزرگ‌تر به نام گروه قرار می‌دهند. برای مثال می‌توان از گروه ازبک کوه که شامل سازندهای سیبزار، بهرام، شیشتو و سازند سردر در ایران مرکزی می‌باشد، نام برد و یا گروه فارس (زاگرس) که شامل سازند گچساران، میشان و آغاجاری است.

سازند (Formation)

واحد اصلی لیتواستراتیگرافی را تشکیلات یا سازند می‌گویند و عبارت است از مجموعه طبقاتی که دارای صفات سنگ‌شناسی مشخص باشند. نام سازند معمولا از نام جغرافیایی محلی که سازند برای اولین بار مطالعه شده و بهترین رخنمون را دارد اخذ می‌گردد. برای مثال می‌توان سازند جیرود واقع در دهکده جیرود، سازند شمشک واقع در ناحیه شمشک البرز، سازند لشکرک واقع در ارتفاعات لشکرک، سازند کرج، سازند قم و سازند آغاجاری را نام برد. علاوه بر این گاهی از نام سنگی که حداکثر توسعه را در ناحیه دارد به همراه نام جغرافیایی محل برای نامگذاری سازند اسفاده می‌گردد. برای مثال می‌توان دولومیت سلطانیه، ماسه‌سنگ لالون، آهک مبارک، آهک اسفندیار و… را نام برد که نام آن‌ها تلفیقی را از نام سنگ و نام جغرافیایی محل می‌باشد. لازم به ذکر است که ضخامت سازند حد معینی ندارد، مثلا سازند کرج بیش از 3000 متر ضخامت دارد در صورتی که ضخامت سازند دلیچای در البرز در حدود 100 متر است.

بخش (Member)

یک بخش به علت داشتن ویژگی‌های لیتولوژی خاصی از سایر قسمت‌های سازند متمایز می‌گردد و یکی دیگر از واحدهای سنگی چینه‌شناسی است که از نظر مرتبه بالاتر از لایه است و میتواند جزئی از سازند باشد. بخش فاقد ضخامت استاندارد است. برای مثال می‌توان سازند میلا (کامبرین میانی – فوقانی) را که به ممبرهای M5، M4، M3، M2، M1 تقسیم شده و یا سازند قم (الیگوسن – میوسن) در حوضه ایران مرکزی  که بر حسب فسیل‌های مشخص آن به ممبرهای a، b، c، d، e، f تقسیم شده است را نام برد.

طبقه یا لایه (Bed)

به کوچک‌ترین واحد سنگی چینه‌شناسی (لیتواستراتیگرافی) اطلاق می‌شود. این واژه را برای یک طبقه یا لایه با فسیل مشخص و یا با خواص سنگ‌شناسی معین به کار می‌برند که از لایه‌های بالا و پایین خود از نظر لیتولوژی متمایز می‌باشند.

2-واحدهای زمانی زمین‌شناسی

در چینه‌شناسی با زمان و سنگ سروکار داریم گرچه این دو با هم تفاوت بسیار دارند ولی با یکدیگر در ارتباط نزدیک می‌باشند.

در اواخر قرن 19 زمین‌شناسان متوجه اهمیت و لزوم جداکردن تقسیمات زمان زمین‌شناسی و سنگ‌های رسوب نموده در طول زمان شدند بر این اساس واحدهای چینه‌شناسی را به واحدهای زمانی و واحدهای زمانی سنگ‌شناسی تقسیم نمودند.

واحدهای زمانی زمین‌شناسی به ترتیب عبارتند از:

ائون (Eon)، دوران (Era)، دوره (Period)، دور (Epoch)، عصر (Age)

تاریخ عمر زمین را به دو قسمت تقسیم می‌نمایند.

به قسمت قدیمی‌تر که فاقد آثار حیاتی بوده و سن آن را با استفاده از تعیین سن مطلق مشخص می‌گردد، کریپتوزوئیک (Cryptozoic) یا حیات مخفی گویند.

قسمت جدیدتر که حاوی آثار و بقایای فسیلی است فانروزوئیک (Phanerozoic) نام دارد.

این تقسیمات بزرگ‌ترین تقسیمات زمین‌شناسی است که خود شامل دوران‌های پالئوزوئیک (Paleozoic) یا دوران دیرینه‌زیستی، مزوزوئیک (Mesozoic) یا دوران میانه‌زیستی، سنوزوئیک (Cenozoic) یا نئوزوئیک (Neozoic) یا دوران نوزیستی است.

دوران‌های پالئوزوئیک، مزوزوئیک و سنوزوئیک (نئوزونیک) هر یک شامل چند دوره می‌باشند که هر دوره خود نیز شامل چند دور است.

همانطور که اشاره گردید قسمت جدیدتر تاریخ عمر زمین (فانروزوئیک) برعکس قسمت جدیدتر (کریپتوزوئیک) بیشتر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و بنابراین آن را به دوران، دوره، دور و عصر تقسیم می‌نمایند.

3-واحدهای زمانی سنگ‌شناسی

یکی دیگر از تقسیمات چینه‌شناسی واحد زمانی سنگ‌شناسی است. به مجموع سنگ‌هایی که در یک زمان خاص ته‌نشین شده‌اند واحد زمانی سنگ‌شناسی گفته می‌شود. برای مثال وقتی صحبت از سیستم دونین به میان می‌آید، منظور رسوباتی است که در طی دوره دونین (410 تا 355 میلیون سال قبل) ته‌نشین شده‌اند.

اصطلاحاتی را که برای واحدهای زمانی سنگ‌شناسی به کار می‌برند، عبارتنداز:

ائونوتم (Eonothem)

یک واحد زمانی چینه‌شناسی و بزرگ‌تر از اراتم است. هم‌ارز و یا معادل زمانی زمین‌شناسی آن ائون می‌باشد. ائونوتم شامل ضخامتی از لایه‌های سنگ‌های رسوبی است که در طی یک فاصله زمان زمین‌شناسی مشخص یعنی ائون تشکیل شده‌اند.

اراتم (Erathem)

واحد کوچک‌تر از ائونوتم می‌باشد که خود شامل چندین سیستم است. معادل زمانی زمین‌شناسی آن دوران می‌باشد.

سیستم (System)

یکی دیگر از واحدهای تقسیم‌بندی زمان چینه‌شناسی است. زمان زمین‌شناسی معادل سیستم، دوره نامیده می‌شود و یا به عبارت دیگر سیستم عبارت از رسوباتی است که در یک دوره معین تشکیل شده است. نام هر سیستم از نام ناحیه مشخص، رسوبات منطقه و یا از فسیل‌های خاصی گرفته می‌شود.

سری (Serie)

سیستم را به واحدهای زمانی چینه‌شناسی کوچک‌تر به نام سری (Serie) تقسیم می‌کنند. هر سری عبارت است از رسوباتی که در یک دور معین به وجود آمده است. سری‌های زمین‌شناسی را به واحدهای کوچک‌تر به نام اشکوب (Stage) تقسیم می‌نمایند.

اشکوب (Stage)

کوچک‌ترین واحد زمانی چینه‌شناسی است و نشان دهنده فاصله نسبتا کمی از زمان زمین‌شناسی است که دارای صفات مشخص سنگ‌شناسی و فسیل‌شناسی یک ناحیه مشخص بوده و با شرحی که درباره آن داده شد، واحد زمانی معادل اشکوب، عصر می‌باشد.

معمولا برای نامگذاری اشکوب‌ها از اسامی جغرافیایی استفاده می‌کنند، یعنی نام محلی را که برای اولین بار، آن اشکوب در آن مطالعه شده است را گرفته و به آن پسوند (Ian) اضافه می‌نمایند.

برای مثال اشکوب تورونین (Turonian) که از ناحیه‌ای به نام تورون  (Turon) واقع در جنوب‌غرب پاریس گرفته شده و یا اشکوب نامورین (Namurian) که از ناحیه‌ای به نام نامور (Namur) در بلژیک گرفته شده است.

اشکوب یکی از متداول‌ترین اصطلاحات چینه‌شناسی است و یکی از واحدهای اصلی کرونواستراتیگرافی (واحدهای زمان چینه‌شناسی) به شمار می‌آید که امروزه در مطالعات چینه‌شناسی دارای اهمیت بسیار زیادی است. در این تقسیم‌بندی می‌توان نتیجه گرفت از مجموع چندین اشکوب، سری به‌وجود می‌آید و چند سری ایجاد یک سیستم و چند سیستم تولید یک اراتم را که معادل با یک دوران زمین‌شناسی است، می‌نمایند.

4-واحدهای چینه فسیل

واحدهای چینه‌ای را که به وسیله خصوصیات فسیل‌شناسی مشخص می‌شوند، واحدهای چینه فسیل و یا واحدهای بایواستراتیگرافی می‌نامند. این واحدها را براساس مشخصات فسیل‌ها تقسیم‌بندی می‌کنند. به طور کلی واحد اصلی در تقسیمات بایواستراتیگرافی، بایوزون (Biozone) است و شامل ضخامتی از لایه‌هاست که به وسیله یک یا چند فسیل مشخص از لایه‌های مجاور خود تفکیک می‌شود. به عبارت دیگر یک اصطلاح کلی برای بیان هر نوع واحد بایواستراتیگرافی است.

اگر چند بیوزون نسبت به یک حادثه‌ای وجه اشتراک داشته باشند آن را سوپرزون می‌نامیم.

ساب زون: ساب زون‌ها بر اثر انقراض گونه‌ای و ظهور گونه‌ای دیگر است.

اقسام بایوزون‌ها عبارتند از:

1-سنوزون (Cenozone) یا (Assemblage zone)

به واحدی در بایواستراتیگرافی اطلاق می‌گردد که شامل تجمعی از فسیل‌های مشخص در یک یا چند طبقه می‌باشد. به عبارت دیگر به ضخامتی از سنگ‌های رسوبی که حاوی یک مجموعه و یا اجتماع طبیعی چندین نوع فسیل باشد، گفته می‌شود.

به عنوان مثال میکروفسیل‌هایی که در آهک‌های اشکوب سنومانین (Cenomanian) کرتاسه فوقانی یافت می‌شوند، تشکیل یک سنوزون یا (Assemblage zone) را می‌دهند.

2-آکروزون (Acrozone) یا (Range zone)

به واحد کوچک‌تری در تقسیمات بایواستراتیگرافی گفته می‌شود که به وسیله آن یک لایه یا طبقه با یک جنس و یا یک گونه فسیل مشخص، معین می‌گردد و می‌تواند نشان‌دهنده رنج زندگی یک تاکسون معین از مجموعه کل فسیل‌های یک زون تجمعی باشد، به عنوان مثال می‌توان آهک‌های اینوسراموس‌دار (Inoceramus Limestone) و یا آهک‌های رودسیت‌دار (Rudist Limestone) مربوط به کرتاسه فوقانی ایران مرکزی را نام برد که هر یک تشکیل یک آکروزون یا Range zone را می‌دهند.

انواع مختلف رنج زون عبارتند از:

تاکسون رنج زون (Taxon Range zone)

به چینه‌ها و یا ضخامتی از لایه‌های سنگ‌های رسوبی اطلاق می‌شود که نشان‌دهنده رنج زندگی یک تاکسون به‌خصوص باشد.

لینیج زون (Lineage zone)

یکی دیگر از واحدهای زیستی چینه‌شناسی است که روند تکاملی یک فسیل معین را نشان می‌دهد. این زون زیستی به نام‌های زون تکاملی (Evolutionary zone) و یا فیلوزون (Phylozone) خوانده می‌شود.

زون اشتراکی یا انطباقی (Concurrent Rang Zone)

زون مشترکی که از تداخل آکروزون‌های مختلف حاصل می‌گردد و فسیل‌ها در قسمتی با یکدیگر توسعه مشترک (overlap) دارند. به عبارت دیگر این زون می‌تواند حد بین ظهور و افول چند تاکسون باشد.

3-زون فراوانی (Acme zone)

در این زون زیستی که تحت عنوان فراوانی نیز خوانده می‌شود حداکثر فراوانی یک تاکسون فسیلی مورد توجه قرار می‌گیرد. حد پایینی واحد زیستی با شروع کثرت و فراوانی تاکسون فسیلی و حد بالایی آن به وسیله پایان کثرت آن مشخص می‌گردد.

4-زون بینابینی (Interval zone)

یک زون بایواستراتیگرافی حد واسط بوده که می‌تواند نشان‌دهنده دو افق زیست چینه‌ای باشد به عنوان مثال این دو افق ممکن است دو افق ظهور یا دو افق افول و یا یک افق ظهور و یک افق افول باشد.

5-سایر تقسیمات چینه‌شناسی

از سال 1987 کیمته جهانی چینه‌شناسی تقسیمات جدید دیگری را که سطح زیرین و فوقانی آن‌ها توسط نوعی دگرشیبی مشخص گردد معرفی نمود. این واحدها شامل سنگ‌هایی می‌شوند که سطح زیرین و فوقانی آن‌ها توسط نوعی دگرشیبی مشخص گردد. این واحدها ممکن است شامل سنگ‌ها و فسیل‌هایی از سنین مختلف باشند. به این واحدها سینتم (Syntem) گفته می‌شود. چینه‌شناسانی چون اسلوس از سینتم به عنوان پیشروی‌ها و پسروی‌های مهم جهان نام می‌برند.

اخیرا بعضی چینه‌شناسان عقیده دارند که از تغییرات سطح دریاها در مقیاس جهانی می‌توان به عنوان مبنای جدیدی جهت انطباق بین قاره‌ای استفاده کرد.

نوع دیگر از واحدهای چینه‌شناسی که برمبنای وضعیت مغناطیسی موجود نامگذاری شده‌اند، واحد مغناطیسی می‌باشد. در این روش تطابق بر اساس دیرینه مغناطیس سنگ‌ها انجام می‌گردد.

تقسیمات دیگری بر مبنای فسیل خاک‌ها، تجمع دگرشیبی‌ها برای سنگ‌های فاقد لایه‌بندی (مثل سنگ‌های دگرگونی درجه بالا) و سنگ‌های آذرین بنام واحدهای لیتودمیک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تقسیمات چندان معمول نیستند.

منبع: کتاب زمین‌شناسی تاریخی “محمد داستان‌پور” – کتاب زمین‌شناسی تاریخی ” دکتر مهدی نجفی/مهندس نرگس هاشمی”

امیدواریم این مطالب مورد توجه شما عزیران قرار گرفته باشد.

لطفا از طریق ثبت دیدگاه و امتیاز ستاره‌ای ما را در هرچه بهتر ارائه دادن مطالب یاری بفرمایید. با تشکر از همراهی شما عزیران 😊

و در ادامه ما همچنان مطالب نوشتاری خودمان را کامل و بی‌نقص نمی‌دانیم و انتظار داریم با همراهی مخاطبان و اساتید گرامی زمین‌شناسی، مطالب روز به روز کامل‌تر و درخور خوانندگان عزیز باشد 🙂

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://zamincenter.com/?p=4768
اشتراک گذاری:
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد تقویم زمین‌شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

17 − 6 =

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.